ما استواریم -با شهادت . جانم فدای امام نقی علیه السلام.
شهدا سیاسی فرهنگی
قالب وبلاگ

 

  

پدر و مادرش پزشک بودند.تک فرزند بود و بچه پولدار . هیچی کم نداشت. زندگی خوب ،

 ماشین مدل بالا ، خونه ی بزرگ توی بالا شهر تهران و ... یه روز پدر و مادرش برا اینکه

 توی خونه تنها نباشه ، دختر دائی اش رو آوردند تا پیشش بمونه. از روزی که دختر دائی

 اش اومد ، دردسراش شروع شده بود. مدام ازش می خواست تا باهاش رابطه

 نامشروع داشته باشه ، اما او هرگز زیر بار نمی رفت و می گفت : من کاری نمی کنم

 که دل امام زمان عج بشکنه و خدا ازم ناراحت بشه. به پدر و مادرش موضوع رو گفت ،

 اما اونا هم از دختر دائی اش دفاع کردند. محکم جلو شیطون ایستاد و گناه نکرد ، تا

 اینکه یه روز توی خیابون یه سید نورانی رو دید که بهش گفت: تو توی امتحانت قبول

 شدی ، برو دانشگاه. گفت : دانشگاه کجاست؟ سید جواب داد: جبهه! برو جبهه.

وسایلشو جمع کرد رفت جبهه. یه مدت توی دانشگاه جبهه بود و بعدش هم با شهادت

 فارغ التحصیل شد. رفت پیش امام زمانش.

مشکل بعضی از ما اینه که وقتی یه پولدار بهمون بگه: «اگه شما تو امتحان دانشگاه یا

 مدرسه قبول بشی ، من یه چک سفید امضاء بهت میدم» همه قبول می کنیم و تمام

 تلاشمون رو می کنیم تا به خاطر پول هم که شده قبول بشیم. اما خدای عزیزمون تو

 قرآنش فرموده :«شما جلو شیطون بایستید و گناه نکنین ، من هر چی بخواین بهتون

 میدم.» ولی بعضی از ما حرف خدامون رو قبول نمی کنیم.

جلو شیطون ایستادن شاید یه کمی سخت باشه ، اما غیر ممکن نیست. رضایت خدا

 مهمتره یا ....

[ جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ] [ خادم الشهدا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

شهادت در رکاب امام خمینی زیباست اما دفاع از ولی فقیه حاضر از آن هم زیباتر است. خون دادن برای امام خمینی زیباست اما خون دل خوردن برای امام خامنه ای از آن هم زیباتر است. « شهید سید مرتضی آوینی »
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی