جوانان در شرف ازدواج بخوانند

شرایط ازدواج شما چیست؟!

شرایط:

۱ ـ زندگی ما باید تا حد امکان علی و فاطمه گونه باشد (در هر زمینه) و هر کس در حد مسئولیت شرعی خود وظایفش را به نحو احسن انجام دهد.

۲ ـ زندگی ما همیشه با پدر و مادرم خواهد بود زیرا پدر و مادرم غیر از من کسی را ندارند و تنها من هستم که در ایام پیری دستشان را بگیرم و وظیفه‌ام همین است و رضایت خدا نیز در این است.

۳ ـ چون شغلم پاسداری است و مسئولیت سنگینی بر دوش دارم، نه تنها مسئولیت پاسداری از انقلاب بلکه مسئولیت صدور انقلاب و نجات مستضعفین جهان از سلطه مستکبرین و ابر قدرت‌ها نیز به عهده ماست. پس بنابراین من همیشه در سپاه خواهم ماند و در هر نقطه ایران و جهان لازم باشد مانوریت بدهند خواهم رفت و تا نابودی دشمنان دین و قرآن به مبارزه خود ادامه می‌دهم و در این جهاد مقدس اگر لیاقت داشتم ممکن است شهید بشوم و هیچ عاملی نمی‌تواند مانع انجام وظایفم گردد.

۴ ـ به طوری که می‌دانید زمان، زمان جنگ است و آن هم جنگ بین اسلام و کفر و به قول امام ما همیشه در حال جنگ با ابرقدرت‌ها هستیم و و مخصوصاً من پاسدار هستم و تا زمانی که حق و باطل وجود دارد جنگ بین حق و باطل هم هست. لذا ممکن است در این جریانات گروگان و یا زخمی و یا اگر توفیق داشته باشم شهید بشوم و شما باید خودتان را از هر جهت آماده نمایید زیرا با یک فرد عادی و راحت طلب ازدواج نمی‌کنید بلکه با یک پاسدار و مسئول ازدواج می‌کنید و مسئولیتتان خیلی سنگین است.

۵ ـ به هیچ حزب و گروهی وابسته نبوده به غیر از خط امام که آن هم خط خدا و انبیاست و شما نیز باید چنین باشید.

۶ ـ از نظر فعالیت مذهبی کاملاً آزاد هستید و می‌توانید در کلاس‌های مذهبی شرکت کنید و یا خود چنین کلاس‌هایی در نتیجه مطالعات بیشتر دایر نمایید.

۷ ـ بزرگ‌ترین مسئولیتی که در مقابل همسر و خدا دارید حفظ و رعایت حجاب اسلامی است که باید بیش از هر چیز به آن توجه شود.

۸ ـ می‌توانید به صورت متفرقه به تحصیلات خود ادامه دهید اما نه به خاطر کسب مدرک بلکه برای بالا بردن سطح معلومات و استفاده صحیح در جهت خدمت به اسلام.

۹ ـ نحوه برگزاری مراسم ازدواج‌‌ همان خواهد بود که امامان و الگوهای ما برگزار کرده‌اند.

۱۰ ـ در بعضی از مسائل شرعی اگر چنانچه پدر و مادرمان از روی نا‌آگاهی پافشاری کردند در درجه اول موظف به آگاه کردن آنان بوده و در ‌‌نهایت خودمان مستقلاً تصمیم می‌گیریم.

به امید پیروزی اسلام بر کفر
قنبرلو

نحوه شهادت محمد قنبرلو را یکی از نیروهایش چنین نقل می‌کند: نزدیک ساعت ۹ صبح مورخه ۲۲ /۱/ ۶۶ یک ترکش از ناحیه پشت سر اصابت کرد و در‌‌ همان لحظه نوری صورت برادر عزیز را پوشاند که ما نتوانستیم جلو برویم. من متوجه شدم لب‌هایش تکان می‌خورد. خود را نزدیک کرده و گوشم را به جلوی دهانش بردم. می‌گفت مقاومت کنید، با من کاری نداشته باشید و جلو بروید.

منبع

/ 0 نظر / 16 بازدید