ولادت صادق آل محمد صلی الله علیه و آله مبارک باد

اوضاع اجتماعی- سیاسی زمان امام

پس از رحلت رسول اکرم صلوات الله علیه و دوران خلافت خلفا، هر گاه در مسأله ای فقهی ، کار بر خلیفه یا صحابه پیامبر اکرم (ص) دشوار می شد، به حضرت علی علیه السلام رجوع می کردند و ایشان مشکل آنان را می گشود. چون امام علی (ع ) به شهادت رسید، دشمنان کار را بر فرزندان و شیعیان ایشان تنگ کردند و میان مردم و آنان جدایی افکندند. از سوی دیگر، دین به دنیا فروختگان نیز برای خشنودی حاکمان وقت و یا سود خود، به ساختن روایتهای جعلی پرداختند، تا آنجا که شناخت حدیث صحیح از غیرصحیح بر فقیهان دشوار گردید.

می توان گفت از سال چهلم هجری تا نزدیک به پایان سده نخستین هجرت، جز معدودی از صحابه و تابعان از فقه درست- فقه آل محمد(ص)- بی بهره بودند.

در زمان امام باقر علیه السلام اندکی گشایش پدید آمد و سالیان 148-114 ( دوران امام صادق علیه السلام) عصر انتشار فقه آل محمد یا به تعبیر دیگر، روزگار تعلیم و تدریس فقه جعفری بود. در این سالها بود که مدینه چهره دیگری یافته بود.

توضیح اینکه که پس از قتل عام در شهر مقدس مدینه به دست سربازان مسلم پسر عقبه ، در بازماندگان این حادثه ، حالتی شبیه به نومیدی پدید آمد، تا آنجا که سست اعتقادان برای زدودن این حالت از خویش، به خنیاگری روی آوردند و مدینه در سالهای 80-65 هجری مرکزی برای صدور آواز خوانان شد و گرفتار تباهی اخلاق و فساد عمومی گشت. اما با گذشت زمان آن حالت از میان رفت و دیگر بار مردم به مذهب روی آوردند و محدثان و فقیهان روی کار آمدند.(2)

تتبع در اخبار فقه شیعه نشان می دهد که روایتهای رسیده از امام صادق علیه السلام در مسائل مختلف فقهی و کلامی ، مجموعه ای گسترده و متنوع است و به این علت است که مذهب شیعه را مذهب جعفری خوانده اند. گشایشی که در آغاز دهه سوم سده دوم هجری پدید آمد، موجب شد مردم آزادانه تر به امام صادق علیه السلام روی آورند و گشودن مشکلات فقهی و غیر فقهی را از او بخواهند.

تکیه اصلی شیعه، از نظر فکری و عقیدتی، بر امام صادق علیه السلام بوده و بخش بزرگی از احادیث و علوم اهل بیت توسط این امام گسترش یافته است. امام صادق حد فاصل فرقه هایی قرار گرفته بود که در شیعه به وجود آمد و وظیفه مهم حفظ و صیانت شیعه از انحرافات را در رأس برنامه خود قرار داد و آن را از تاثیر پذیری در برابر انحرافات موجود عصر خود، که خلوص فکری وعقیدتی و استقلال مکتبی آن را به طور مداوم مورد تهدید قرار می داد، بازداشت.

دانشگاه حضرت صادق علیه السلام


دانشمندان از هیچ یک از اهل بیت رسول خدا به مقدار آنچه از ابوعبدالله روایت دارند نقل نکرده اند و هیچ یک از ائمه، متعلمان و شاگردانی به اندازه شاگردان او نداشته اند وروایات هیچ یک از ایشان برابر با روایتهای رسیده از امام صادق نیست. نشانه آشکار امامت ایشان ، خردها را حیران می کند و زبان مخالفان را از طعن و شبهه به لکنت می اندازد. اصحاب حدیث، نام راویان و شاگردان امام را تا چهار هزار تن نوشته اند و مقصود کسانی هستند که در مدت افاضه امام ، به تناوب و تفریق از امام علم فراگرفته اند نه آنکه این تعداد همه روزه در محضر ایشان حاضر بوده اند.

مؤلف کشف الغمه نام شماری از راویان حدیث از امام صادق علیه السلام را ذکر نموده است. از آن جمله: یحیی بن سعید انصاری، ایوب سختیانی، ابان بن تغلب، سفیان ثوری، حاتم بن اسماعیل، جابربن حیان کوفی.(3)

در میان اصحاب و پیروان امام، کسانی بودند که شیعه واقعی آن حضرت به حساب آمده و در حفظ آثار علمی و روایی حضرتش تلاشهای مداوم و خستگی ناپذیری از خود نشان می دادند.

امام صادق علیه السلام خود در این رابطه می فرماید:

"جز زراره و ابو بصیر لیث مرادی و محمد بن مسلم و برید بن معاویه عجلی کسی ولایت ما و احادیث پدرم را زنده نکرد. اگر اینها نبودند کسی از ما و احادیث ما اطلاع پیدا نمی کرد. اینها حافظان دین و اشخاص محل اعتماد پدرم بر حلال و حرام خدا هستند، همانگونه که در دنیا به طرف ما پیشی گرفتند در آخرت نیز به سوی ما سبقت خواهند جست."(4)

در جای دیگری حضرت فرمود: " خداوند زرارة بن اعین را بیامرزد، اگر زراره و امثال او نبودند، احادیث پدرم از میان می رفت."

شخصیت اخلاقی و فقهی امام صادق علیه السلام

درباره شخصیت علمی امام صادق (ع) شواهد فراوانی وجود دارد. حضرت در میان اهل تسنن، از نظر روایت حدیث و فقاهت و افتاء از موقیعت شامخی برخوردار بوده، به طوری که ایشان را از شیوخ مسلم ابو حنیفه و مالک بن انس و شمار فراوانی از محدثان بزرگ زمان خود به شمار آورده اند.

مالک بن انس از جمله کسانی است که مدتی در محضر امام تلمذ کرده و درباره شخصیت آن حضرت چنین می گوید:

" مدتی خدمت جعفر بن محمد مشرف می شدم. آن حضرت اهل مزاح بود و همواره تبسم ملایمی بر لبهایش نقش می بست. هنگامی که در محضر او نامی از رسول خدا صلوات الله علیه برده می شد رنگش به سبزی و سپس به زردی می گرایید . در مدتی که به خانه آن حضرت رفت و آمد داشتم او را خارج از سه حال ندیدم. یا نماز می خواند یا روزه بود و یا به قرائت قرآن مشغول بود . ایشان از آن دسته از علمای زاهدی بود که ترس از خدا سراسر وجودش را فراگرفته بود. هرگز به خدمت او شرفیاب نشدم جز این که زیر اندازش را از زیر پای خود بر می داشت و زیر پای من می گذاشت."(5)

جاحظ از علمای مشهور قرن سوم درباره آن امام چنین می گوید:" جعفر بن محمد کسی بود که علم و فقهش عالم را فرا گرفته و گفته می شود که ابوحنیفه از شاگردان ایشان بود و همچنین ثوری و تلمذ این دو نزد آن حضرت در عظمت علمی او کافی است.(6)

شهرستانی نویسنده کتاب مشهور" ملل و نحل" درباره شخصیت علمی و اخلاقی آن حضرت می نویسد:" ایشان در امور و مسائل دینی از دانشی بی پایان و در حکمت از ادبی کامل و نسبت به امور دنیا و زرق و برقهای آن از زهدی نیرومند برخوردار بود و از شهوتهای نفسانی دوری می گزید."(7)

ابوحنیفه در باره امام می گفت:" من هرگز فقیه تر از جعفربن محمد ندیده ام، ایشان مسلم اعلم امت اسلامی است."(8)

شیخ مفید درباره آن حضرت می گوید:" علمای اسلام از احدی به اندازه آن حضرت حدیث نقل نکرده اند."(9)

و بالاخره ابوزهره در مورد شخصیت امام می گوید:

" بالاتر از همه علوم، امام صادق علیه السلام در زمینه اخلاق و علل و انگیزه های فساد آن، آگاهی های بسیار ارزنده ای داشت."(10)

منبع

/ 0 نظر / 17 بازدید